گرگان - 28 اردیبهشت 1387
اوزان شعري در ديوان مختومقلي فراغي
با نگاهی به پیشینه‌ی باستانی زبان ترکمنی

بِسمِ‌الله الرَّحمن الرَّحیم

خانم‌ها و آقایان! 
ترکمن پژوهی در سال‌های پیش از انقلاب بسیار سطحی، غیرعلمی، تنگ‌نظرانه و مضحک بود که در راستای سیاست کلان رژیم وابسته، در اجرای همسان‌سازی ملی و استحاله‌ی قومی و الیناسیون فرهنگی پیش می‌رفت. بر اساس این نگرش، تئوری‌پردازان انسان‌شناسی به دنبال تئوری‌های تاریخ نگر «هایدگر» آلمانی، 

[1] معتقد به انقطاع گذشته از حال بودند، مبنی بر این که ترکمن دارای گذشته‌ی ناخوشایندی است و باید از آن منفک شود و با «فرهنگ پذیری مدرن» خود را به تمدن بزرگ وصل کند. 
اما پس از انقلاب و در سایه‌ی نگرش معنوی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به مسأله‌ی فرهنگ‌های انسانی و در راستای اهداف جهانی و ملی نظام، امروزه جوانان ترکمن رویکرد عظیمی به گذشته‌ی سرشار از فضیلت‌های تاريخ خود دارند و به خلاف نظریه‌‌ی هایدگر، گذشته را منقطع نه، بلکه «جاری در حال» می‌دانند. این خیزش فرهنگی مقدس، پیشتاز است و با اخذ قوت و الهام از انقلاب اسلامي پيش مي‌تازد. 
اينجانب سعی می‌کنم در این فرصت اندک، نگاهی گذرا به تاریخ زبان، ادبیات و فولکلور ترکمن بیاندازم سپس به موضوع مقاله‌ام يعني بررسي اوزان شعري در ديوان مختومقلي فراغي بپردازم.

خانم‌ها و آقایان! 
زبان ترکی غربی، شاخه‌ای پربار از ترکی مادر به شمار می‌رود که دارای سه گویش معروف و تاریخی: 1. ترکمنی. 2. آذربایجانی. 3. عثمانی یا استانبولی است. در میان این سه، ترکمنی دارای ویژگیهای نیرومند و گسترده‌ای است که آن را از دیگر گویش‌های خویشاوند خود، جدا می‌کند. این ویژگی‌ها، هم در ساختار آوایی (Fonologi) و هم در ساختار لغوی (Morphologi) بروز کرده است، ولی وجوه افتراق نحوی با دوگویش خویشاوند دیگر ندارد. 
از این رو در سخن از تاریخ زبان و ادبیات ترکمن، به گستره‌ی وسیعی با عنوان دوره‌ی مشترک و همسان ( Period Common ) باید نظر انداخت که حکایت از وحد